ابراهيم عاملي ( موثق )
162
تفسير عاملي ( فارسي )
ملكوت است كه نيروى بدنى و جنبش او از آنجا است و اين رابطه به اندازه ى ظرفيّت اشخاص است كه تا چه درجه شايسته ى دريافت فضيلت از آن عوالم باشد چنان كه اين آيه 8 « وَجاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهِيدٌ » اشاره به اين دو رابطه است و نيز براى روان آدمى يك جايگاه اصلى است كه رو بسوى عالم لاهوت شود به شرط آنكه خود را آلوده ى پليديهاى مادى نكند و خاصيت عقلانى و بىنيازى از ماديات براى خود فراهم نمايد چنان كه نقل از پيغمبر ( ص ) است ارواح شهداء در قنديل هاى ساخته از نور آويخته به زير عرشند و مقصود وابستگى ارواح وارستگان مىباشد بعالم لاهوت . پس اگر آدمى با انديشه ى راست و درست دل بعالم بالا بندد و خود را از اين رنگ آميزيهاى زندگى برهاند از آن سوى به او كومك مىشود و چيزهائى درك مىكند كه دگر آدميان را فراهم نمىشود و كارهائى تواند انجام دهد كه ديگران نمىتوانند . ولى اين گونه نفوس نمىتواند هميشه روى بسوى عالم بالا باشد و از جبروت و ملكوت استمداد كند چون تا در بند زندگى است گرفتار نيازمنديهاى آن است و هرگاه كه خود را از خواصّ و گرفتاريهاى مادى منصرف كرد و بعالم اصلى خود متوجّه شد سه حالت و مزيّت براى او متصوّر است : 1 - حقيقتى از حقايق عالم و حادثه اى از حوادث غيبى جهان براى او مكشوف مىشود يا بوسيله ى نمودار شدن صورت آن در نفس و روان كه وحى و الهام ناميدهاند ، و يا باحساس صوت و آواز مناسب با آن حقيقت غيبى كه بنام هتاف و انهاء مشهور است و يا نوشته اى در جلو چشم نمودار مىشود ، و اين وسائل مختلف بواسطه ى اختلاف عوارض و احوال نفسانى است و چگونگى صفاى لوح ضمير است كه بتواند از راه دل يا گوش و يا چشم بعالم حقيقت متوجّه و مربوط شود و دريابد . 2 - صورتى از حقايق در جلو چشم مجسّم مىشود بيكى از دو طريق : اوّل - از راه ايجاد متخيّله كه چون نفسى بواسطه ى كمال قدرت و ثبات مستقرّ در عوالم حقيقت شد ، نيروى متخيّله ى او از آن حقايق غيبى صورتى راست و درست ايجاد مىكند كه خود آن را در جلو چشم مىبيند . دوّم - از راه انعكاس خيال با اين مقدّمه